الشيخ محمد هادي معرفة
36
علوم قرآنى (فارسى)
آنكه ، ورقه تا ظهور دعوت حيات داشت ، ولى هرگز به دين مبين اسلام مشرف نگرديد ، « ومات كافرا . . . » ودر حديث ابن عباس آمده است : « فمات ورقة على نصرانيّته . . . » . برهان الدين حلبى در كتاب « السيرة النبويّة » آورده كه ورقة بن نوفل چهار سال پس از بعثت بدرود حيات گفت . واز كتاب « الامتاع » ابن جوزي آورده كه أو آخرين كسى است كه در دوران « فترت » ( سه سال نخست نبوّت ) وفات يافت در حالي كه اسلام نياورده بود . واز ابن عباس نقل مىكند كه گفته : « انّه مات على نصرانيّته » « 1 » . ابن عساكر صاحب تاريخ دمشق مىگويد : « ولا أعرف أحدا قال إنّه أسلم » « 2 » . ابن حجر از تاريخ ابن بكّار مىآورد : روزى ورقه از كنار بلال حبشي عبور مىكرد ، در حالي كه قريش أو را شكنجه مىدادند وأو پيوسته مىگفت : أحد أحد . ابن حجر گويد : « پس أو تا زمان ظهور دعوت حيات داشت ، ولى چرا اسلام نياورد ؟ » « 3 » . اينها خود دليل بر تعارض اين دو دسته از اخبار وساختگى بودن داستان است . به هر حال شيوع اينگونه داستانها ومفاسد مترتب بر آنها يكى از دستآوردهاى ناميمون تمسك به غير أهل بيت عليهم السّلام در نقل روايات وفهم صحيح اسلام مىباشد . افسانهء غرانيق ( آيات شيطانى ) دومين داستان كه دستآويز بيگانگان قرار گرفته وسند نبوّت را زير سؤال برده ، افسانهء غرانيق است كه به آيات شيطانى معروف گشته است . داستانسرايان آوردهاند : پيامبر صلّى اللّه عليه وآله پيوسته در اين آرزو بود كه ميان أو وقريش همبستگى صورت گيرد ، از جدايى قوم خويش نگران بود . در يكى از روزها كه أو در كنار كعبه نشسته بود ودر اين انديشه فرورفته بود وگروهى از قريش در نزديكى أو بودند در آن هنگام سورهء « نجم » بر وى نازل گرديد . پيامبر صلّى اللّه عليه وآله همان گونه كه سوره بر وى نازل مىشد ، آن را تلاوت مىفرمود : « وَالنَّجْمِ إِذا هَوى ، ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَما غَوى ، وَما يَنْطِقُ
--> ( 1 ) ر . ك : سيرهء حلبيّه ج 1 ، ص 252 - 250 . ( 2 ) ابن حجر عسقلانى ؛ الإصابة في معرفة الصحابة ؛ ج 3 ، ص 633 . ( 3 ) همان ؛ ج 3 ، ص 634 .